رصد انرژی بررسی می‌کند

برق؛ محور رقابت صنعتی جهان شد

از کارخانه‌های فولاد و خودرو تا مراکز داده و هوش مصنوعی؛ جهان وارد دوره‌ای شده که دسترسی به برق ارزان، پایدار و پاک، به یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده مزیت صنعتی تبدیل می‌شود.

به گزارش رصد انرژی ، رقابت صنعتی جهان در حال تغییر زمین بازی است. اگر در بخش بزرگی از قرن بیستم دسترسی به نفت، گاز، مواد اولیه و نیروی کار ارزان از مهم‌ترین عناصر قدرت صنعتی کشورها بود، اکنون یک متغیر دیگر با سرعت در حال قرار گرفتن در مرکز این معادله است؛ برق.

رشد هوش مصنوعی و مراکز داده، گسترش خودروهای برقی، برقی‌شدن فرایندهای صنعتی، توسعه تجهیزات سرمایشی و گرمایشی و افزایش تولیدات پیشرفته، تقاضا برای برق را در اقتصادهای بزرگ جهان بالا برده است. هم‌زمان، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، باتری‌ها و ذخیره‌سازها ساختار صنعت برق را نیز دگرگون می‌کند.

آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در گزارش «برق ۲۰۲۶» از آغاز «عصر برق» سخن می‌گوید و پیش‌بینی می‌کند تقاضای جهانی برق طی سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ به‌طور متوسط سالانه ۳.۶ درصد افزایش یابد؛ این نرخ حدود ۵۰ درصد بیشتر از میانگین رشد تقاضا در دهه گذشته است.

این تحول یک پیام روشن برای اقتصاد جهانی دارد: رقابت صنعتی آینده فقط بر سر بازار، سرمایه و فناوری نخواهد بود؛ بر سر دسترسی به برق نیز خواهد بود.

موج جدید تقاضای برق

رشد مصرف برق دیگر تنها نتیجه افزایش جمعیت یا مصرف خانوارها نیست. صنایع، خودروهای برقی، سیستم‌های سرمایشی، پمپ‌های حرارتی و به‌ویژه مراکز داده، به موتورهای اصلی رشد تبدیل شده‌اند.

بر اساس آخرین برآورد IEA، مصرف برق جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۳ درصد افزایش یافته و انتظار می‌رود رشد آن در سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ به ترتیب به ۳.۶ و ۳.۸ درصد برسد. این آژانس پیش‌بینی می‌کند مصرف برق جهان تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۳۳۶۰۰ تراوات‌ساعت برسد؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۸۲۰۰ تراوات‌ساعت بوده است.

نکته مهم‌تر آن است که برق در حال رشد سریع‌تر نسبت به مصرف کلی انرژی است. IEA پیش‌بینی می‌کند مصرف برق تا سال ۲۰۳۰ دست‌کم ۲.۵ برابر سریع‌تر از تقاضای کلی انرژی رشد کند.

در واقع، اقتصاد جهانی به سمت وضعیتی حرکت می‌کند که بخش‌های بیشتری از فعالیت اقتصادی مستقیماً به برق وابسته می‌شوند؛ پدیده‌ای که از آن با عنوان «برقی‌شدن اقتصاد» یاد می‌شود.

هوش مصنوعی؛ مصرف‌کننده جدید و بزرگ برق

در این میان، هوش مصنوعی یک متغیر تازه و بسیار مهم به معادله اضافه کرده است.

مراکز داده‌ای که برای آموزش و اجرای مدل‌های هوش مصنوعی ساخته می‌شوند، به ظرفیت برق قابل توجهی نیاز دارند. این مراکز برخلاف بسیاری از مصارف سنتی، مصرفی متمرکز و پیوسته ایجاد می‌کنند و به همین دلیل می‌توانند در برخی مناطق به یکی از عوامل اصلی تعیین‌کننده ظرفیت شبکه تبدیل شوند.

در آمریکا، اداره اطلاعات انرژی این کشور (EIA) انتظار دارد فروش برق در سال ۲۰۲۶ تقریباً ۲ درصد افزایش یابد و به ۴۱۳۵ میلیارد کیلووات‌ساعت برسد. بر اساس همین پیش‌بینی، توسعه مراکز داده و افزایش فعالیت تولیدی در بخش‌های تجاری و صنعتی از عوامل اصلی رشد مصرف برق هستند. مصرف برق بخش صنعتی آمریکا نیز در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۶ درصد و در سال ۲۰۲۷ حدود ۲.۶ درصد افزایش خواهد یافت.

EIA در چشم‌انداز بلندمدت خود نیز بر اهمیت مراکز داده تأکید کرده است. این نهاد پیش‌بینی می‌کند مصرف برق سرورهای مراکز داده در آمریکا تا سال ۲۰۵۰، بسته به سناریوی رشد، به محدوده‌ای بین ۴۴۶ تا ۸۱۸ میلیارد کیلووات‌ساعت برسد.

بنابراین، رقابت بر سر هوش مصنوعی فقط رقابت میان شرکت‌های فناوری نیست؛ رقابتی برای دسترسی به تراشه، سرمایه، نیروی متخصص و ظرفیت برق نیز هست.

چین؛ کشوری صنعتی که با برق حرکت می‌کند

چین در این تحول جایگاه ویژه‌ای دارد. این کشور در حال حاضر بزرگ‌ترین منبع افزایش تقاضای جهانی برق محسوب می‌شود.

IEA پیش‌بینی می‌کند چین به تنهایی در فاصله ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ حدود ۲۶۰۰ تراوات‌ساعت به مصرف برق خود اضافه کند؛ رقمی تقریباً معادل کل مصرف فعلی برق اتحادیه اروپا؛ میانگین رشد سالانه تقاضای برق چین در این دوره حدود ۴.۹ درصد برآورد شده است.

اقتصاد چین با سرعت به سمت برقی شدن بیشتر در حرکت است. سهم برق از مصرف نهایی انرژی این کشور در سال ۲۰۲۵ از ۲۷ درصد عبور کرده؛ در حالی که این سهم از سال ۲۰۰۵ تقریباً دو برابر شده است.

این روند اهمیت سیاست صنعتی را نیز افزایش داده است. چین نه فقط به دنبال تولید برق بیشتر، بلکه به دنبال ایجاد زیرساختی است که بتواند برق تولیدشده را با سرعت و انعطاف بیشتری به مراکز صنعتی، مراکز داده و دیگر مصرف‌کنندگان بزرگ برساند.

به بیان دیگر، در اقتصاد چین، توسعه شبکه برق بیش از گذشته بخشی از زیرساخت توسعه صنعتی محسوب می‌شود.

آمریکا؛ کارخانه و مرکز داده در صف برق

در آمریکا نیز نشانه‌های این تغییر به‌وضوح دیده می‌شود.

رشد مراکز داده و سرمایه‌گذاری‌های صنعتی، به‌خصوص در برخی مناطق، فشار تازه‌ای بر شبکه برق وارد کرده است. هم‌زمان با سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی و تولید پیشرفته، تقاضا برای برق در مناطقی که در گذشته با رشد بسیار محدود مصرف مواجه بودند، افزایش یافته است.

EIA می‌گوید رشد تولید برق آمریکا در سال ۲۰۲۶ عمدتاً برای پاسخ‌گویی به تقاضای جدید، به‌ویژه در مناطق دارای توسعه مراکز داده و فعالیت تولیدی، اتفاق می‌افتد. این نهاد انتظار دارد تولید برق آمریکا در سال ۲۰۲۶ به رکورد ۴۳۶۸ میلیارد کیلووات‌ساعت برسد.

این وضعیت نشان می‌دهد که مکان‌یابی صنایع جدید ممکن است بیش از گذشته تابع ظرفیت شبکه باشد.

در اقتصادی که یک کارخانه یا مرکز داده می‌تواند طی چند سال ساخته شود، اما توسعه یک خط انتقال یا شبکه جدید ممکن است سال‌ها زمان ببرد، برق می‌تواند به گلوگاه توسعه صنعتی تبدیل شود.

اروپا؛ درگیر چالش قیمت برق

اروپا اما با وجه دیگری از مسئله مواجه است؛ قیمت!

کمیسیون اروپا اعلام کرده است که اگرچه قیمت‌های عمده‌فروشی برق و گاز پس از بحران انرژی سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ تثبیت شده‌اند، اما قیمت‌های انرژی برای خانوارها و شرکت‌ها همچنان بالاتر از سطح پیش از بحران باقی مانده است. این کمیسیون هشدار داده است که قیمت‌های صنعتی برق و گاز در اتحادیه اروپا همچنان در مقایسه با برخی شرکای اصلی تجاری بالاست و این مسئله می‌تواند بر رقابت‌پذیری صنعت اروپا اثر بگذارد.

این مسئله به‌ویژه برای صنایعی اهمیت دارد که بخش بزرگی از هزینه تولیدشان به انرژی وابسته است؛ از فولاد و آلومینیوم گرفته تا مواد شیمیایی و برخی صنایع معدنی.

از سوی دیگر، برقی‌شدن اقتصاد زمانی برای صنعت جذاب‌تر است که برق نه فقط پاک، بلکه از نظر اقتصادی نیز قابل رقابت باشد.

به همین دلیل اتحادیه اروپا در برنامه‌های جدید خود بر کاهش هزینه‌های سیستم برق، توسعه شبکه، ذخیره‌سازی، افزایش انعطاف‌پذیری و گسترش منابع داخلی انرژی تأکید کرده است.

مشکل اصلی شاید دیگر نیروگاه نباشد؛ بلکه شبکه است

در نگاه اول، افزایش تقاضای برق را می‌توان با ساخت نیروگاه‌های جدید پاسخ داد؛ اما مسئله پیچیده‌تر است.

طبق گزارش IEA، بیش از ۲۵۰۰ گیگاوات پروژه تولید برق، ذخیره‌سازی و بارهای بزرگ، از جمله مراکز داده، در سراسر جهان در صف اتصال به شبکه قرار دارند.

این رقم نشان می‌دهد که در بسیاری از مناطق، مسئله کمبود بالقوه ظرفیت تولید نیست؛ بلکه توانایی شبکه برای انتقال و تحویل برق در محل و زمان مورد نیاز است.

IEA برآورد می‌کند برای پاسخ‌گویی به رشد تقاضا تا سال ۲۰۳۰، سرمایه‌گذاری سالانه در شبکه‌ها باید حدود ۵۰ درصد نسبت به سطح فعلی افزایش یابد. سرمایه‌گذاری کنونی شبکه در حدود ۴۰۰ میلیارد دلار در سال برآورد شده است.

تفاوت زمان ساخت نیز اهمیت دارد. طبق تحلیل IEA، ساخت و تکمیل زیرساخت‌های جدید شبکه ممکن است ۵ تا ۱۵ سال طول بکشد، در حالی که احداث نیروگاه خورشیدی یا بادی معمولاً سریع‌تر و ساخت مراکز داده نیز در بازه کوتاه‌تری امکان‌پذیر است.

در نتیجه، اگر شبکه هم‌پای تقاضا توسعه پیدا نکند، سرمایه‌گذاری در تولید برق یا صنایع جدید ممکن است پشت صف اتصال باقی بماند.

برق پاک؛ مزیت یا چالش جدید؟

هم‌زمان با افزایش تقاضا، ترکیب تولید برق جهان نیز در حال تغییر است.

IEA پیش‌بینی می‌کند سهم خورشیدی و بادی از تولید برق جهان از حدود ۱۷ درصد در سال‌های کنونی به ۲۷ درصد در سال ۲۰۳۰ برسد. همچنین سهم مجموع انرژی‌های تجدیدپذیر و هسته‌ای از تولید برق جهان تا پایان این دهه به حدود ۵۰ درصد خواهد رسید.

اما افزایش تولید برق خورشیدی و بادی، نیازمند شبکه انعطاف‌پذیرتر و ذخیره‌سازی بیشتر است. تولید این منابع با شرایط آب‌وهوایی تغییر می‌کند و در برخی ساعات ممکن است تولید از مصرف بیشتر شود، در حالی که در ساعات دیگر شبکه با کمبود مواجه شود.

از این منظر، رقابت آینده فقط بر سر تولید «برق بیشتر» نیست؛ بلکه بر سر توانایی مدیریت برق نیز خواهد بود. باتری‌ها، ذخیره‌سازی، پاسخگویی مصرف، شبکه‌های هوشمند و فناوری‌های افزایش ظرفیت خطوط می‌توانند در این مرحله نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند.

جغرافیای صنعتی جدید

مجموع این تحولات می‌تواند جغرافیای صنعتی جهان را نیز تغییر دهد.

در گذشته، شرکت‌ها برای انتخاب محل کارخانه عمدتاً به عواملی مانند دسترسی به بازار، نیروی کار، مواد اولیه، بنادر و مالیات توجه می‌کردند. این عوامل همچنان مهم‌اند، اما در صنایع جدید، یک سؤال دیگر نیز اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است:

آیا در این منطقه برق کافی، ارزان، پایدار و در صورت لزوم کم‌کربن وجود دارد؟

برای تولید فولاد سبز، تولید هیدروژن، باتری، نیمه‌رسانا، خودروهای برقی و مراکز داده، پاسخ این سؤال می‌تواند بر تصمیم سرمایه‌گذاری اثر مستقیم داشته باشد.

از همین رو، کشورها نه فقط در حال رقابت برای جذب سرمایه صنعتی، بلکه در حال رقابت برای ساخت زیرساخت برق مورد نیاز این سرمایه‌گذاری‌ها هستند.

حرکت از امنیت انرژی به امنیت برق

این تحولات مفهوم «امنیت انرژی» را نیز تغییر می‌دهد.

در اقتصاد متکی بر سوخت‌های فسیلی، امنیت انرژی تا حد زیادی به دسترسی مطمئن به نفت و گاز وابسته بود. اما هرچه سهم برق در اقتصاد بیشتر شود، امنیت اقتصادی به توانایی کشور برای تولید، انتقال، ذخیره و مدیریت برق نیز وابسته‌تر خواهد شد.

این تغییر البته به معنای پایان اهمیت نفت و گاز نیست؛ برعکس، گاز همچنان در بسیاری از کشورها در تولید برق و تأمین انعطاف شبکه نقش دارد و نفت و گاز نیز برای طیف وسیعی از صنایع و حمل‌ونقل همچنان اهمیت دارند.

اما روند جدید نشان می‌دهد برق در حال تبدیل شدن به لایه‌ای است که بخش‌های بیشتری از اقتصاد را به یکدیگر متصل می‌کند.

مسابقه‌ای که تازه آغاز شده است

روندهای آمریکا، چین و اروپا نشان می‌دهد جهان وارد مرحله‌ای شده که در آن انرژی و صنعت بیش از گذشته به یکدیگر گره خورده‌اند.

رشد ۳.۶ درصدی سالانه تقاضای برق در جهان طی سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰، افزایش مصرف برق چین، رشد مراکز داده در آمریکا و تلاش اروپا برای کاهش هزینه انرژی، همگی نشانه‌های یک تغییر بزرگ‌تر هستند: برق دیگر صرفاً یک نهاده عمومی برای اقتصاد نیست؛ به بخشی از مزیت رقابتی اقتصادها تبدیل شده است.

در این شرایط، کشوری که بتواند برق را در مقیاس بزرگ، با قیمت رقابتی، قابلیت اطمینان بالا و با انتشار کربن کمتر تولید و به مراکز صنعتی منتقل کند، ابزار مهمی برای جذب سرمایه و توسعه صنایع آینده در اختیار خواهد داشت.

به همین دلیل، رقابت صنعتی جهان را می‌توان در یک معادله جدید خلاصه کرد:

تولید صنعتی آینده به فناوری نیاز دارد؛ فناوری به زیرساخت نیاز دارد؛ و بخش بزرگی از این زیرساخت به برق وابسته است.

بنابراین، شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های اقتصاد جهانی در دهه پیش‌رو دیگر فقط این نباشد که «چه کشوری کارخانه بیشتری می‌سازد؟»؛ بلکه این باشد که «کدام کشور می‌تواند برق مورد نیاز کارخانه‌های آینده را سریع‌تر، ارزان‌تر و مطمئن‌تر تأمین کند؟»

انتهای پیام/